دعا در ماه مبارک و دستاوردهای آن

ابوحمزه ثمالى از شاگردان خوب امام سجّاد(علیه السلام) بوده و امام(علیه السلام) در دعاى معروف به ابوحمزه ثمالى به ما مى آموزند که عرض کنیم: خدایا بزرگ و کوچک ما، زن و مرد، روستایى و شهرى ، دور و نزدیک، همه و همه را بیامرز.

در روایت وارد شده است که دعا ((مخّ العـبـادة))؛ مـغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنى چه ؟ یـعـنـى بـا خـداى مـتـعـال سـخـن گـفـتـن ؛ در واقـع خـدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن . دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه اینها دعاست . دعا یکى از مهمترین کارهاى یک بنده مؤ من و یک انسان طالب صلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشى دارد.

بندگان خوب خدا همه ى کارهاى معمولىِ روزمرّه ى زندگى را هم با نیّت تقرب به خدا انجام مى دهند و مى توانند. بعضى هم هستند که حتّى قـربـى تـریـن و عـبادى ترین کارها ـ مثل نماز ـ را نمى توانند براى خدا انجام دهند. بى اخلاصى ، درد بزرگى براى انسان است . دعا روح اخلاص را در انسان مى دمد

 

 

دستاوردهاى دعا چیست؟

 وقتى ما با خدا سخن مى گوییم ، او را نزدیک خود احساس مى کنیم ، مخاطب خود مى دانیم و با او حرف مى زنیم ، این دستاوردها از جمله ى فواید و عواید دعاست . زنـده نـگـهـداشـتـن یاد خدا در دل ، غفلت را ـ که مادر همه ى انحرافها و کجیها و فسادهاى انـسـان ، غـفـلت از خـداسـت ـ مـى زدایـد. دعـا غـفـلت را از دل انـسـان مـى زدایـد؛ انـسـان را بـه یـاد خـدا مـى انـدازد و یـاد خـدا را در دل زنـده نـگـه مـى دارد. بـزرگـتـریـن خـسـارتى که افراد محروم از دعا مبتلاى به آن مى شـونـد، ایـن اسـت کـه یـاد خـدا از دل آنـهـا مـى رود. نـسـیـان و غـفـلت از خـداى مـتـعـال بـراى بـشر بسیار خسارتبار است .

 

دستاورد دوم دعا، تقویت و استقرار ایمان در دل است .

خصوصیت دعا این است که ایمان را در دل پـایـدار و مـسـتـقـر مـى کـنـد. ایـمـانِ قابل زوال در مواجهه ى با حوادث عالم و سختیها، خـوشـیـهـا، تـنـعـمـهـا و حـالات گوناگون انسان ، در خطر از بین رفتن است . مى شناسید کـسـانـى را کـه ایـمـان داشـتـنـد؛ امـا در مـواجـهـه ى بـا مـال دنـیا، با قدرت دنیا، با لذات جسمى و شهوات قلبى ، ایمان از دست آنها رفت . این ، ایـمـان مـتـزلزل و غـیـرمـسـتـقـر اسـت . خـصـوصـیـت دعـا ایـن اسـت کـه ایـمـان را در دل انـسـان مـسـتـقـر و ثـابـت مـى کـند و خطر زوال ایمان با دعا و استمرار توجه به خداى متعال از بین مى رود.

 

دعا

سـومـیـن دسـتـاورد، دمیدن روح اخلاص در انسان است .

با خدا سخن گفتن و خود را نزدیک او دیـدن ، بـه انـسان روح اخلاص مى دهد. اخلاص یعنى کار را براى خدا انجام دادن . همه ى کـارهـا را مى شود براى خدا انجام داد. بندگان خوب خدا همه ى کارهاى معمولىِ روزمرّه ى زندگى را هم با نیّت تقرب به خدا انجام مى دهند و مى توانند. بعضى هم هستند که حتّى قـربـى تـریـن و عـبادى ترین کارها ـ مثل نماز ـ را نمى توانند براى خدا انجام دهند. بى اخلاصى ، درد بزرگى براى انسان است . دعا روح اخلاص را در انسان مى دمد.

 

دستاورد چهارم دعا، خودسازى و رشد فضایل اخلاقى در انسان است .

انسان با توجه به خـدا و بـا حرف زدن با خداى متعال ، فضایل اخلاقى را در خود تقویت مى کند؛ این خاصیت قـهـرى و طـبیعى انس با پروردگار است . بنابراین دعا مى شود پلّکان عروج انسان به سمت کمالات . متقابلا دعا رذایل اخلاقى را از انسان مى زداید؛ حرص و کبر و خودپرستى و دشمنى با بندگان خدا و ضعف نفس و جبن و بى صبرى را از انسان دور مى کند.

 

دسـتـاورد پـنـجـم دعـا، ایـجـاد مـحـبـت بـه خـداى مـتـعـال اسـت .

دعـا عـشـق بـه خـداى مـتـعـال را در دل زنـده مى کند. مظهر همه ى زیباییها و خوبیها ذات اقدس پروردگار است . دعـا و اُنـس و تـکـلم بـا خـداى مـتـعـال ، ایـن مـحـبـت را در دل به وجود مى آورد.

 

دسـتـاورد شـشـم دعـا، دمـیـدن روح امـیـد در انـسـان اسـت .

دعـا بـه انـسـان قـدرت مـقـاومت در مـقـابـل چـالش‌هـاى زندگى را مى‌دهد. هر کس در دوران زندگى خود با حوادثى مواجه مى شـود و چـالش‌هـایـى پـیدا مى کند. دعا به انسان توانایى و قدرت مى دهد و انسان را در مـقـابـل حوادث مستحکم مى کند؛ لذا در روایت از دعا تعبیر شده است به سلاح . از نبى مکرم نـقـل شـده است که فرمود: ((أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ ))؛ اسلحه اى را به شما معرفى کنم که مایه ى نجات شماست ؛ (( تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بـِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ )). در مواجهه ى با حوادث ، توجه به خـداى مـتـعال ، مثل سلاح برّنده اى در دست انسان مؤ من است . لذا در میدان جنگ ، پیغمبر مکرم اسـلام هـمـه ى کـارهـاى لازم را انـجـام مى داد؛ سپاه را مى آراست ، سربازان را به صف مى کـرد، امـکـانـات لازم را بـه آنـهـا مـى داد، تـوصـیـه هـاى لازم را به آنها مى کرد، اشراف فرماندهىِ خودش را اعمال مى کرد؛ اما در همان وقت هم وسط میدان زانو مى زد، دست به دعا بـلند مى کرد، تضرع مى کرد، با خداى متعال حرف مى زد و از او مى خواست . این ارتباط با خدا، دل انسان را مستحکم مى کند.

وقـتـى خـداى مـتـعـال بـه مـن و شـمـا امر مى کند که از او بخواهیم و طلب کنیم ، معنایش این است که خداى مـتـعـال تـصمیم دارد که آنچه را مى خواهیم ، به ما بدهد. لذا در روایت است که : ((وَ لَا لِیـَفـْتـَحَ عـَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ واللّهُ اَکْرَمُ مِنْ ذلک ))؛ خداى متعال کریمتر از آن است که باب دعا را باز کند، اما باب اجابت را ببندد

 

 

دسـتـاورد دیگر دعا، برآمدن حاجات است .

 یکى از دستاوردهاى دعا این است که حاجاتى که انـسـان دارد، از خـداى مـتـعـال مـى خـواهـد و خـدا آن حاجات را برآورده مى کند. البته همه ى خـواص دعـا ایـن نـیـسـت ؛ ایـن هـم یـکـى در کـنـار بـقـیـه ى دسـتـاوردهـاى دعـاسـت . فرمود: ((اسـْئَلُوا اللّهَ مـِنْ فـَضـْلِهِ ))(نساء: 32)؛ از خـداى مـتـعـال بـخـواهـیـد و نـیـازهـاى خـودتـان را از او بـطـلبـید. در دعاى ابوحمزه ى ثمالى از قـول امـام سـجـاد (عـلیـه السـّلام ) ایـن طور عرض مى شود: ((وَ لَیْسَ مِنْ صِفَاتِکَ یَا سـَیِّدِی أَنْ تـَأْمـُرَ بـِالسُّؤَالِ وَ تـَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطَایَا عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِکَ))(2)؛ تـو به بندگانِ خودت دستور بدهى که از تو بخواهند، اما بنا داشته بـاشـى کـه خـواسـتـه ى آنـهـا را عـمـلى نـکـنـى ؛ ایـن امـکـان نـدارد. وقـتـى خـداى مـتـعـال بـه مـن و شـمـا امر مى کند که از او بخواهیم و طلب کنیم ، معنایش این است که خداى مـتـعـال تـصمیم دارد که آنچه را مى خواهیم ، به ما بدهد. لذا در روایت است که : ((وَ لَا لِیـَفـْتـَحَ عـَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ واللّهُ اَکْرَمُ مِنْ ذلک ))؛ خداى متعال کریمتر از آن است که باب دعا را باز کند، اما باب اجابت را ببندد.

 

پی نوشت ها:

1.بحارالانوار، ج 93، ص 344

2. مفاتیح الجنان ، دعاى ابوحمزه ى ثمالى

/ 6 نظر / 8 بازدید
محمد باقری

سلام وب خوبي داري.به منم سر بزنيا.وبم رو چندوقتي بود بيخيال شده بودم 7 - 8 روزه دوباره اومدم بهش برسم پس با نظرت خوشحالم کن با تبادل لينک هم اگه موافقي با اسم « ام پاتوق » لينک کن و خبرم کن.دمت گرم منتظرما پيشاپيش ميگم مرسي که سر زدي [گل]

neda jo0o0o0o0o0o0on

salo0o0o0om ajijam khofi :D golam omadam fagat eno linko bezaramo beram hichi napors fagat bia ozv sho va abde daryaf payam khosh amad hame chi dastgiret mishe :D fagat bia ozv sho badesham dg tamom shod dg eshgo hale majazi ninash nash montazerama ajij by ta hi golam

مریم از شبستر

حسابی دمت گرم

مریم از شبستر

داستانی در مورد وجود خدا مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛ آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.” مشتری پرسید: “چرا؟” آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.” مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده.. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.” آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!” مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.” آرایشگر گف

مریم از شبستر

بقیه داستان آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.” مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.”